زماني كه زن بودم و
وقتي كه مردي مرده بود تو خيابونا
زماني كه تحميل كردن حجاب اجباري رو به ما
حجابي كه براي ما حجاب نبود حصار بود
همه كاره إسلام نبود و لخت شدن كار كفار بود
زماني كه تجاوز ميكردم به روح و جسم و چشمشون
اونها با دهان گشاد و نعره در مغز پر از گچشون
ميخوان ما رو به زور بفرستند بهشت،
ميخوان توي دنيا هم ما رو تبديل كنند به حوري هاي زشت
من ميخوام أون دنيا جهنمي باشم
اين دنيامو جهنم نكن بزار زندگي كنم
من دوست دارم روسري را بكنم و
بجاش بيكيني تن كنم
برم توي ساحل و شيرجه و شنا
اين جا كارت گير ميكنه پيش حاج اقا
بايد صيغه كني و بري بگندي و حرف نزني
بايد پر پرنده ها رو بكني و با بال هاي شكسته بپري
اينجا اگه مرد باشي، بايد پشم داشته باشي رو صورتت و
زن هم اگه باشي چادر هميشه دورت و اسموني كه لجن تف ميكنه تو روحت و
مردمي كه ميشكونند استخوناي قلبت و،
حجاب اجباري و اخوند هاي سياسي و بسيجي هاي دو زاري
چشم هاي هرز و سيم خاردارهاي لبه مرز و گرز هاي اتشي
زندون و رفتن و گم شدن توش
تجاوز و سينه و پستون و اب مني روش
مرگ مغزي شدن با رفتن اب رو
ابي كه با رفتنش جوي شد رود
زود رفت و رُفت و شست خودش رو
ولي چيكار ميتونست بكنه پرده ي روحش رو
اينجا اگه مرد باشي، بايد پشم داشته باشي رو صورتت و
زن هم اگه باشي چادر هميشه دورت و اسموني كه لجن تف ميكنه تو روحت و
مردمي كه ميشكونند استخوناي قلبت و،
أينا ما رو خر فرض كردن
شايدم ما رو از خدا قرض كردن
يه عده كه سالها خون مردم وخوردن و باقيشم بردن
نوبتيم باشه نوبت ماست، قديميا مردن
كشتن و بردن و دربند كشيدن
خودكشي و مردن و زنده به گور شدن
توي شهري كه همه كورن، كسي كه يه چشم داره ميشه پادشاه
اره همينه، اينه حكايت ما
بزار راست راست بگم حرفمو،
تا كي ميخوايد بخوريد حقمو؟؟!!
اين همه سال خفه خون گرفتم و از تو خورده شدم
زجر كشيدم و حال شايد مرده باشم
منو بكش و توي قبرم كن،
بخند و من و بازم خرم كن
من ديگه بي صدا فرياد نمي زنم،
اره اين منم منم يك زنم
اينجا اگه مرد باشي، بايد پشم داشته باشي رو صورتت و
زن هم اگه باشي چادر هميشه دورت و اسموني كه لجن تف ميكنه تو روحت و
مردمي كه ميشكونند استخوناي قلبت و
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر