۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۷, یکشنبه

ترس از دست دادن تو

نـــدارمت

كـــه ترس از دست دادنت را داشته باشم

من فقط خواستمت

و اين ابتدای از دست رفتن من است....


تنهایم



دلـم یـک موسـیـقـی آرام بـخـش مـی خـواهـد و پـرواز بـال هـایـم را برداشـتـه ام مـی خـواهـم پـرواز کـنـم بـرای رفـتـن پـلـه لازم نـیـسـت پـلـه ها طـنـاب بیــن مـن و تـاریـکـیـنـد مـن هـمیــشـه تـنـهـایـم هـیـچ دلـبـسـتـگـی ایـن دور و اطـراف نــدارم ایـن روزهـا فـقـط خـودم هـسـتـم رهــا آزاد فـارغ از هـمـه چـیـز حـتـی خــودم.

سرنوشت ما

سرنوشت ما چنین بود : ما به دنیا آمدیم اما دنیا به ما نیامد .

میگذرد



تمام چیزی که باید از زندگی آموخت ، تنها یــــک کلمه است
"میگذرد"
ولی دق می دهد تـــــا بگــــــــــــذرد......!!